شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤٨ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
حيرت: درماندگى، دور افتادن از حق و راه گم كردن.
مشغولى: گرفتار هواى نفس بودن.
خون شدن: به درد آمدن، پشيمان گشتن، كنايت از متوجه حقيقت شدن.
مردود: رد شده، نپذيرفته.
عدل: مصدر مبنى از براى فاعل، عادل، گواه كه قاضى بپذيرد.
غول: موجودى كه مىپنداشتند در بيابانها مردم را از راه مىبرد و گمراه مىكند و در اينجا مقصود هواى نفس است كه از هر گمراه كننده خطرناكتر است.
ارسلناك: مأخوذ است از قرآن كريم «إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً-» ما فرستاديم تو را گواه و مژده دهنده و بيم دهنده» (فتح، ٨).
شاهد: گواه.
نذر: جمع نذير: ترساننده و در اينجا مقصود قرآن است چنان كه در آيه «هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى» (نجم، ٥٦) از نذر كتابهاى پيشينيان مقصود است و نذير يكى از نامهاى قرآن است (تفسير ابو الفتوح).
در بيتهاى پيش از زبان على (ع) گفت كسى كه شهوت را فرمانرواى خود ساخت در بندگى آن به سر مىبرد و از بندگى نرهد جز كه خدايش لطف كند.
در اين بيتها مىگويد اگر سخن را كوتاه نكنم سنگ خارا خون مىشود. اما دلهاى مردم دنيا پرست چنان به دنيا مشغول است و دنيا چنانشان سر گردان ساخته كه موعظت در آن تأثير نمىكند، و اين بيتها متأثر از اين آيه است كه «پس دلهاى شما از آن پس سخت گرديد همچون سنگ يا سختتر از سنگ، كه از سنگ بود كه جويها روان شود و بوَد كه بشكافد و آب از آن برون آيد و بوَد از ترس خدا فرو ريزد و خدا از آن چه مىكنيد غافل نيست» (بقره، ٧٤). آن گاه مىفرمايد نافرمانان روزى پشيمان مىشوند كه سودى ندارد و پشيمانى را در آن روز نپذيرند و آن هنگام مرگ است چنان كه قرآن كريم از زبان فرعون گويد «آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ ...»