شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٠ - تهديد كردن نوح(ع) مرقوم را كه با من مپيچيد كه من روى پوشم با خداى مىپيچد در ميان اين به حقيقت، اى مخذولان
مصدرى است: زيبايى و آرايش.
شكار: استعاره از نعمت.
كرامات: جمع كرامة: اكرام، تكريم.
خدا به ذات خود مستغنى از هر چيز است و او را كمال مطلق است، و بدان چه خود براى بندگان آفريده نيازى ندارد، چنان كه در بيت بعد آمده است.
|
نيست شه را طمع، بهر خلق ساخت |
اين همه دولت خنك آن كو شناخت |
|
ب ٣١٤٢ خنك: خوشا:
|
اى خنك چشمى كه آن گريان اوست |
اى همايون دل كه آن بريان اوست |
|
٨١٨/ ١ آن چه را آفريد براى خلق آفريد، خود طمعى در آن ندارد.
|
آن كه دولت آفريد و دو سرا |
مُلك دولتها چه كار آيد و را |
|
|
پيش سبحان بس نگه داريد دل |
تا نگرديد از گمان بد خجل |
|
|
كو ببيند سرّ و فكر و جست و جو |
همچو اندر شيرِ خالص تارِ مو |
|
ب ٣١٤٥- ٣١٤٣ بس: بسيار، از هر جهت. و در بعضى نسخهها «پس»، و به مناسبت لفظ پيش، پس بهتر مىنمايد.
نگه داشتن دل: پاسبانى آن كردن، تا گمان بد در آن راه نيابد و گمان برنده در شمار «الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ» در نيايد (رك: ذيل بيت ٣٠٣٧).
كو ببيند: مأخوذ است از آيه شريفه «... يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ