شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٠٣ - اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش و آميزى اهل دنيا خواستن و در فتنه افتادن
كمال و رسايى و واژه دوم به معنى جاودانى است» (لغات دخيل قرآن، ص ٢٨٣).
بَطَر: خود بينى، تكبر، ناسپاسى.
اعتماد كردن: تكيه داشتن.
قدس: پاك دامنى، بىگناهى.
شاخ شاخ: جدا جدا، قطعه قطعه.
صَرصَر: تند باد.
مُنَضَّر: سر سبز، شاداب. ليكن در بقض نسخهها بيت چنين است: «با گياه تر وى احسان مىكند» يا «با گياه سبز احسان مىكند».
لُنديدن: شكايت كردن، زير لب از روى خشم سخن گفتن، غرغر كردن.
اين داستان نيز همانند داستان پيش است و مولانا چنان كه شيوه اوست در توسل به قياس تمثيلى به منظور تثبيت مدعا به مردمان اندرز مىدهد كه هيچ گاه نبايد دچار خود بينى شوند، بلكه پيوسته بايد خود را خوار و خرد بينند و از قدرت پروردگار استمداد جويند. باد تند درختان تناور را از پيش خود بر مىدارد، اما گياهان نرم را با وزش خويش نوازش مىدهد. پس بايد در پيشگاه خدا پيشانى عجز بر زمين سود و از قدرت و اعتماد به نفس ياد ننمود.
|
تيشه را ز انبوهى شاخ درخت |
كى هراس آيد ببُرَّد لخت لخت |
|
|
ليك بر برگى نكوبد خويش را |
جز كه بر نيشى نكوبد نيش را |
|
|
شعله را ز انبوهى هيزم چه غم |
كى رمد قصّاب ز انبوهى غنم |
|
|
پيش معنى چيست صورت بس زبون |
چرخ را معنيش مىدارد نگون |
|
|
تو قياس از چرخ دولابى بگير |
گرد شش از كيست از عقل مشير |
|
ب ٣٣٣١- ٣٣٢٧