شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤١ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
رخت خود از راه برداشتن: خود را ناديده به حساب آوردن.
سايه: مقصود از سايه در اين بيت وجود تبعى است.
كدخدا: در فارسى به معنيهايى چند به كار رفته است از جمله: صاحب اختيار، مالك.
نيز كدخدا در اصطلاح منجّمان دليل روح است، چنان كه كدبانو دليل تن.
|
خون نپوشد گوهر تيغ مرا |
باد از جا كى برد ميغ مرا |
|
|
كَه نِيَم كوهم ز حلم و صبر و داد |
كوه را كى در ربايد تند باد |
|
|
آن كه از بادى رود از جا خسى است |
ز آن كه باد ناموافق خود بسى است |
|
|
باد خشم و باد شهوت باد آز |
برد او را كه نبود اهل نماز |
|
|
كوهم و هستى من بنياد اوست |
ور شوم چون كاه با دم باد اوست |
|
|
جز به باد او نجنبد ميل من |
نيست جز عشق احد سر خيل من |
|
|
خشم بر شاهان شه و ما را غلام |
خشم را هم بستهام زير لگام |
|
ب ٣٧٩٩- ٣٧٩٣ پوشيدن: محو كردن.
ميغ: ابر.
حلم: بردبارى.
باد ناموافق: استعارت از تمايلات دنيوى و هوسهاى نفسانى. و باد موافق به معنى يارى و ياورى است چه باد در نزد صوفيه نصرت الهى است كه ضرورى كافه موجودات است (كشاف اصطلاحات الفنون).
اهل نماز: فرمانبردار، مطيع.
باد: استعارت از تصرف و اراده.
سر خيل: پيش رو، قافله سالار، راهبر.
خشم و شهوت و ظلم از صفتهاى مذموم و از جنود قوه غضبيهاند. خشم و