شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤٣ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
تيغ حلم: اضافه مشبه به به مشبه.
گردن خشم: اضافه استعارى.
سقف خراب شدن: استعارت از نحيف بودن جسم (رك: نهج البلاغه، نامه امام به عثمان پسر حنيف).
بو تراب: كنيه مولى امير مؤمنان و اين كنيت را رسول ٦ بدو داد و آن در غزوه ذات العشيره بود. ابن هشام از عمّار ياسر روايت كند كه «من و على (ع) در غزوه عشيره رفيق بوديم چون پيمبر ٦ بدان جا رسيد و فرود آمد ما مردمى از بنى مُدلج را ديديم كه در خرماستان و چشمه خود كار مىكنند. على (ع) مرا گفت ابو يَقْظان برويم ببينيم اينان در چه كارند. ما ساعتى به كار آنان نگريستيم، سپس خواب بر ما چيره شد و در كنار خرما بنان خرد خفتيم تا آن كه پيمبر ٦ ما را يافت و على را فرمود ابو تراب برخيز، چرا كه ما روى خاك خفته بوديم» (تاريخ تحليلى اسلام). و در وجه تسميه جز آن چه نوشتيم نيز گفتهاند. (رك: بحار الانوار، ج ٣٥، ص ٢٥٠ به بعد) و در آن وجهها كه گفتهاند مجال نقدهاست.
غير خدا در ميان در آمدن: هواى نفس و خود خواهى غلبه يافتن.
ميان: غلاف شمشير:
|
شاهى كه رخش او را دولت بود دليل |
شاهى كه تيغ او را نصرت بود ميان |
|
مسعود سعد سلمان احب للّه: (جمله فعليه) براى خدا دوست داشت.
ابغض للّه: (جمله فعليه) براى خدا دشمن داشت. و در حديث نبوى است: «افْضَلُ الأَعمالِ الحُبُّ فِى اللَّه وَ البُغْضُ فى اللَّه» (سنن ابى داود، باب مجانبة اهل الاهواء، حديث ٤٥٩٩).
اعطى لِلّه: (جمله فعليه) براى خدا بخشيد.