شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤٥ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
مدار: جاى گردش.
گنجايى: (حاصل مصدر) گنجايش، گنجيدن.
اجتهاد و تحرى براى جستن حقيقت است و كسى كه به حق رسيده باشد نيازى به تفحص ندارد چنان كه گفتهاند «طَلَبُ الدَّليلِ بَعْدَ الوُصولِ الى المَدْلولِ قَبيح» آن كه به اراده خدا زيد و گردد و گويد، از خطا مصون است و راهنماى او خداى بىچون.
|
پست مىگويم به اندازه عقول |
عيب نبْود اين بود كار رسول |
|
|
از غرض حُرّم گواهى حُر شنو |
كه گواهى بندگان نه ارزد دو جو |
|
|
در شريعت مر گواهى بنده را |
نيست قدرى نزد دعوى و قضا |
|
|
گر هزاران بنده باشندت گواه |
شرع نپذيرد گواهىشان به كاه |
|
ب ٣٨١٤- ٣٨١١ پست: ساده، سهل.
عقول: جمع عقل.
كار رسول: اشارت است به حديث شريف «انَّا مَعَاشِرَ الانبياءِ امِرْنا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قدر عُقُولهم-» ما گروه پيمبران مأموريم تا با مردم به اندازه خردشان سخن گوييم» (احاديث مثنوى، ص ١٢٩ و رك: ص ٣٨) و نيز اشارت است به قرآن «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ ...-» و نفرستاديم پيمبرى را جز به زبان مردمش ...» (ابراهيم، ٤).
غرض: خواهش نفسانى.
حرّ: آزاد.
گواهى بنده: اين مسئله خلافى است. فقهاى شيعه گواهى بنده را اگر بالغ و عادل باشد مىپذيرند، خواه بر بنده و خواه بر آزاد، جز آن كه در حق مولاى خود