شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٩٧ - بقيه قصه زيد در جواب رسول
و در اين بيت استعارت از انسان خاكى است.
چنان كه نوشتيم در قرآن كريم آمده است كه فرشتگان را بالهاست دو دو و سه سه و چهار چهار. مولانا در اين بيتها اشارت به رتبه فرشتگان و منزلت آنان نزد پروردگار مىكند. و پرهاى آنان را نشانه اين مرتبهها مىداند. و براى آن كه اين مطلب را نيك روشن كند. آنان را با انسانها همانند مىسازد. اندازه و رتبه عقل در افراد بشر يكسان نيست. اين عقل كه خدا در مردمان نهاده براى آن است كه با استفاده از آن از مرتبه حيوانى به مرتبه انسانى و مرتبههاى بالاتر سير كنند، و مسلّم است كه سير و ارتقاى هر يك از انسانها به مقدار خردى است كه خدا بدو داده است. پرهاى فرشتگان نيز كه پرى نورانى است نماينده قدر و مقام آنان است چنان كه در قرآن كريم است در وصف فرشتگان «وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» (صافات، ١٦٤). و در سخنان على (ع) است كه «فرشتگان را رتبتهاست بعضى برتر و بعضى فروتر. بعضى بر بعضى فرمان دهند و خود فرمان برند» (نهج البلاغه، خطبه نخست). پس آدميان و فرشتگان كه هر دو آفريده خدايند در اين ترقى و تكامل يك راه را مىپيمايند:
|
چون ملك با عقل يك سر رشتهاند |
بهر حكمت را دو صورت گشتهاند |
|
|
آن ملك چون مرغ بال و پر گرفت |
وين خرد بگذاشت پرّ و فر گرفت |
|
|
لا جرم هر دو مناصر آمدند |
هر دو خوش رو پشت همديگر شدند |
|
٣١٩٥- ٣١٩٣/ ٣ و در جاى ديگر گويد:
|
چون فرشته و عقل كايشان يك بدند |
بهر حكمتهاش دو صورت شدند |
|
٤٠٥٤/ ٣ در اينجا و نيز ديگر بيتها بطلان رأى معتزله را در نظر دارد. معتزله گويند در اصل فطرت عقلهاى آدميان يكسان است حالى كه مولانا با همانند كردن عقل آدمى با پر فرشتگان عقلهاى ايشان را متفاوت مىداند: