شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٧ - تهديد كردن نوح(ع) مرقوم را كه با من مپيچيد كه من روى پوشم با خداى مىپيچد در ميان اين به حقيقت، اى مخذولان
سرمدى: منسوب به سرمد، هميشه، و مراد از سرمدى ذات بارى تعالى است.
عشر: ده يك زكات كه از خرمن گرفته مىشود:
|
عاشقان را هر نفس سوزيدنى است |
بر ده ويران خراج و عشر نيست |
|
١٧٦٥/ ٢ و عشره در اين بيت استعاره از ولى حق است، چنان كه خرمن استعارت از مردم جهان است.
شير نهان: استعارت از پيمبران است كه به ظاهر چون مردمند، اما قدرت خدايى دارند.
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ\*: رك: ذيل بيت ٣١٠٣.
چنان كه مىدانيم طوفان به نفرين نوح بر جهان مسلّط شد. نوح چون مردم را به پرستش خدا خواند، قوم وى او را به ريشخند گرفتند، و دعوت او را نپذيرفتند. نوح آنان را مىگفت: «عبادت خدا پيشه سازيد» (مؤمنون، ٢٣) و آنان مىگفتند: «جدال خود را با ما افزون كردى، اگر راست مىگويى عذابى كه ما را بدان بيم مىدهى براى ما بياور» (هود، ٣٢). و نوح بر آنان نفرين كرد و گفت: «پروردگارا بر روى زمين از كافران تنى مگذار» (نوح، ٢٦). و خدا نفرين او را پذيرفت و از منكران نوح انتقام گرفت و طوفان پديد آمد و خرمن هستى كافران را سوخت.
اين بيتها نيز در ترساندن كسانى است كه ظاهر ولىّ خدا را مىنگرند و او را ژنده پوشى فقير مىبينند، حالى كه او را قدرت الهى است كه تواند با آن جهان را بر هم زند و اگر بندگان گناهكار اندرز او را نپذيرند و حرمت وى ننهند گرفتار عذاب الهى خواهند گرديد.