شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٩٩ - گفتن پيغامبر
گفتن پيغامبر ٦ مر زيد را كه اين سرّ را فاشتر از اين مگو و متابعت نگاه دار
|
گفت پيغمبر كه اصحابى نجوم |
رهروان را شمع و شيطان را رجُوُم |
|
|
هر كسى را گر بُدى آن چشم و زور |
كو گرفتى ز آفتابِ چرخ نور |
|
|
هيچ ماه و اخترى حاجت نبود |
كه بُدى بر آفتابى چون شهود |
|
ب ٣٦٥٨- ٣٦٥٦ اصحابى نجوم: مأخوذ است از حديث منسوب به پيغمبر ٦: «اصْحابى كَالنُّجومِ فَبِأيِّهِم اقْتَدَيْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ» (رك: احاديث مثنوى، ص ١٩).
نجوم: جمع نجم: ستاره.
رجوم: جمع رِجم. مأخوذ است از آيات قرآن كريم از جمله «وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ ...-» و همانا آراستيم پستتر آسمانها را به چراغها و گردانيديم آنها را سنگ پرتابها براى ديوان ...» (ملك، ٥).
شهود: جمع شاهد: گواه.
بيت ٣٦٥٨ به صورت ديگر نيز ضبط شده است:
|
كى ستاره حاجتستى اى ذليل |
كه بدى بر نور خورشيد او دليل |
|
ستارگان آسمان آن چنان كه به زمين روشنى مىدهند و راهنماى كاروانند و