شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٣٨ - در بيان آن كه حال خود و مستى خود پنهان بايد داشت از جاهلان
|
در تردّد هر كه او آشفته است |
حق به گوش او معمّا گفته است |
|
١٤٥٦/ ١
|
جذب يك راهه صراط المستقيم |
به ز دو راه تردّد اى كريم |
|
٢٠٤/ ٦ و نزد فقها تردّد ميان دو امر است خواه مساوى باشند و خواه يكى بر ديگرى مرجع بود. هر گاه يكى از دو طرف راجع آيد طرف راجع گرفته خواهد شد.
لا تمارى: جدال ممكن! «لا» حرف نهى. «تمارى» مفرد مذكر حاضر از فعل مضارع باب مفاعله كه همزه آن ممال است از مصدر ثلاثى مراء جدال.
شمس: آفتاب.
توضيح: روشن كردن. معنى نيم بيت: در روشنى دادن خورشيد با خورشيد جدال مكن.
اين بيتها نيز نكوهش ناقصانى است كه مصطلحاتى را فرا گرفتهاند و پندارند كه به علم حقيقى رسيدهاند.
على (ع) در نكوهش اين عالمان فرمايد: «و مردى كه پشتوارهاى از نادانى فراهم ساخته و خود را ميان مردم در انداخته، شتابان در تاريكى فتنه تازان. كور در بستن پيمان سازش ميان مردمان. آدمى نمايان او را دانا ناميدهاند و او نه چنان است. چيزى را بسيار فراهم آورده كه اندكش بهتر از بسيار آن است.» (نهج البلاغه، خطبه ١٧).
اينان پندارند آن چه را كه علم مىنامند تواند به مقصدشان رساند و كار را بر ايشان آسان گرداند، اما اين پندار تا هنگامى است كه خورشيد علم حقيقى نتابد و مرد حق پاى در ميان نهد. و چون دور او رسيد اينان خواهند دانست از وهم و حسّ و قياس كارى ساخته نيست و پايى كه از استدلال درست كردهاند چوبى است.
در نسخهاى به جاى «راكب محمول»، «راكب و محمول» آمده و مناسبتر