شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٣ - خدو انداختن خصم در روى امير المؤمنين على(ع) و انداختن على شمشير را از دست
ابر موسى: اشارت است به آيه «وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ ...» (بقره، ٥٧). ميبدى نويسد: «و چون آفتاب بر آمدى به روز تابستان، اللَّه تعالى ميغ فرستادى بر سر ايشان به سايهوانى. ميغى نم دار خنك تا آن گه كه آفتاب فرو شدى» (كشف الاسرار، ج ١، ص ٢٠١).
تيه: درلغت به معنى گمراهى است و چون بنى اسرائيل دروادى سر گردان شدند آن وادى تيه خوانده شد. مفسّران گفتهاند «آن زمين ميان فلسطين و ايله است. دوازده فرسنگ طول آن و شش فرسنگ عرض آن. ربّ العالمين ايشان (بنى اسرائيل) را در آن تيه منّ و سلوى فرستاد وز ابر سايه ساخت» (كشف الاسرار، ج ١، ص ٢٠١).
خوان و نان بىشبيه: كنايت است از منّ و سلوى كه در آن بيابان به بنى اسرائيل مىرسيد.
پخته خوار: پخته خور، گدا، گدايى كننده (برهان قاطع)، آماده خوار.
تا چهل سال: اشارت است به آيه «فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ» (مائده، ٢٦).
گندنا: كراث، تره (فرهنگ نفيسى، برهان قاطع، فرهنگ معين.). ليكن با آمدن تره پس از گندنا در بيت مورد بحث، گندنا بايد جز ترّه باشد. نيكلسون گندنا را تره و تره را سبزى ترجمه كرده است. گندنا و خس خواستن اشارت است به آيه «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها ...» (بقره، ٦١).
خس: كاهو.
در اين چند بيت به مناسبت همانند ساختن مروّت على (ع) به ابر موسى يادى از بنى اسرائيل و رسيدن نعمت خدا بر آنان و ناسپاسى كردن ايشان رفته است و تهديدى است بندگان را كه بايد در همه حال شكر نعمت گويند.
اين بيتها نيز مقول گفته خصم على (ع) است كه مولانا با انديشه شاعرانه خود آن