شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٢ - خدو انداختن خصم در روى امير المؤمنين على(ع) و انداختن على شمشير را از دست
عكس ديد: بازتاب ديدار.
در اين بيتها مولانا از زبان هماورد على (ع) گويد كه چرا پس از افكندن من مرا نكشتى. كشتن كافر در راه خدا ثوابى بزرگ دارد، چه ديدى كه ثواب آن از كافر كشتن بيشتر بود. چرا بر من خشم گرفتى سپس خشم خود را فرو خوردى.
چه ديدى كه چون عكس آن چه ديدى بر من افتاد مرا چنين سراسيمه كرده است.
آن چه ديدى چيزى بود برتر از آن چه در اين عالم است و تنها چشمى چون چشم تو آن را تواند ديد. تو آن را ديدى و بر تو معلوم شد كه رسيدن بدان ثواب از كشتن من ثوابى بيشتر دارد لاجرم مرا نكشتى.
|
در شجاعت شير ربّانيستى |
در مروّت خود كه داند كيستى |
|
|
در مروّت ابر موسيّى به تيه |
كآمد از وى خوان و نان بىشبيه |
|
|
ابرها گندم دهد كآن را به جهد |
پخته و شيرين كند مردم چو شهد |
|
|
ابر موسى پرّ رحمت بر گشاد |
پخته و شيرين بىزحمت بداد |
|
|
از براى پخته خواران كرم |
رحمتش افراشت در عالم عَلَم |
|
|
تا چهل سال آن وظيفه و آن عطا |
كم نشد يك روز از آن اهل رجا |
|
|
تا هم ايشان از خسيسى خواستند |
گندنا و ترّه و خس خواستند |
|
ب ٣٧٣٨- ٣٧٣٢ شير ربّانى: شير خدا. اسد اللّه لقب امير المؤمنين على (ع):
|
من خاك خاك او كه ز تبريز كوفه خواست |
خاكى است كاندرو اسد اللّه كند كنام |
|
خاقانى
|
نتيجه اسد اللّه كه فرّ طلعت او |
چو آفتاب كه طالع شود زبرج اسد |
|
(سوزنى، به نقل از لغت نامه) مروّت: جوانمردى.