شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨١ - متهم كردن غلامان و خواجه تاشان مر لقمان را كه آن ميوههاى ترونده كه مىآورديم او خورده است
|
نار از آن آمد عذاب كافران |
كه حجر را نار باشد امتحان |
|
ب ٣٦٠١- ٣٥٩٩ يَوْمَ تُبْلَ السَّرائر: روزى كه آشكارا شود نهانيها همه آنها. مأخوذ است از قرآن كريم (طارق، ٩). در بعض نسخهها «يوم تبلى و السرائر ...» ضبط شده كه پيداست «و» را براى رعايت وزن افزودهاند. ليكن درست نيست و براى درست بودن وزن بايد همزه را قطع و به فتح خواند.
بانَ مِنْكم ...: آشكارا شود از شما پنهانيى كه خوشايند نيست (زشتيهاى درون).
سُقوا ماءً حَميماً ...: نوشانيده شدند آبى گرم كه پاره پاره شود همه پردهها كه به رسوايى انجاميد. و جمله نخستين مأخوذ است از قرآن كريم «... وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ- ...» و نوشانيده شدند آبى گرم پس پاره پاره شد رودههاى آنان» (محمد «ص»، ١٥).
نار: آتش.
حجر: سنگ و استعارت از كافران است: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...» (بقره، ٧٤).
حجر را نار باشد: ظاهراً از آن جهت كه سنگ سخت در آتش تيز گداخته مىشود.
|
آن دل چون سنگ ما را چند چند |
نرم مىگفتيم و نمىپذرفت پند |
|
|
ريش بَد را داروى بد يافت رگ |
مر سر خر را سزد دندانِ سگ |
|
|
«الْخَبيثاتْ لِلخَبيثين» حكمت است |
زشت را هم زشت جفت و بابت است |
|
ب ٣٦٠٤- ٣٦٠٢ نرم گفتن: با نرمى پند دادن، با سخنان نرم موعظت كردن.
ريش بد را ...: ريش بد جز با داغ كردن بهبود نيابد. حق تعالى رحمت مطلق است، اما اين رحمت با همه آفريدگان سازگار نيست. برخى را جز عذاب سود ندهد و