شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٤ - اول كسى كه در مقابله نص قياس آورد ابليس بود
|
بلكه اين ميراثهاى انبياست |
وارث اين جانهاى اتقياست |
|
|
پورِ آن بو جهل شد مؤمن عيان |
پوره آن نوح شد از گمراهان |
|
|
زاده خاكى منوّر شد چو ماه |
زاده آتش توى رَو رُو سياه |
|
ب ٣٤٠٣- ٣٣٩٦ قياسك: تصغير قياس از راه تحقير، به خاطر بىارزش بودن آن.
انوار: جمع نور.
انوار خدا: استعاره از وحى الهى كه بر فرشتگان آمد كه چون روح خود را در آدم دميدم او را سجده كنيد.
اكْدَر و كَدِر: تيره، بىصفا. گويند: «عيشٌ أكدَرٌ كَدِرٌ و ماءٌ أكدرٌ كَدِرٌ» (لسان العرب).
فرع: آن چه از اصل بر آيد.
لَا انْسابَ: مأخوذ است از قرآن كريم: «فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ ...
- چون در صور دمند نسبها آن روز از ميان رود ...» (مؤمنون، ١٠١). در روز رستاخيز پاداش را به عمل دهند نه به نسب.
زهد و تقوى فضل را ...: مأخوذ است از قرآن كريم: «... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ...- ...» گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست ...» (حجرات، ١٣).
أنساب: جمع نسب، خويشاوندى.
جانى: منسوب به جان و مقصود نسبتى است كه از راه سنخيت روحى به دست آيد.
ميراثهاى انبيا: محتملًا ناظر است به حديث «انَّ العُلَمَاءَ وَرَثَةُ الانْبياءِ انَّ الانبياءَ لَمْ تُورّثوا ديناراً و لا دِرْهَماً وَ لكن وَرَّثوُا الْعِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ منْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وافرٍ» (اصول كافى، ج ١، ص ٣٤).
أتقيا: جمع تقى: پرهيزكار، با تقوا.
پور بو جهل: عكرمة بن ابى جهل (عمرو بن هشام بن مغيره مخزومى) است. چون پدرش از دشمنان سر سخت رسول خدا ٦ بود، و از كسانى است كه مهدور الدم