شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٦٣ - پرسيدن پيغامبر
دست چپ در باد گرم و آب جوشان» (واقعه، ٤١- ٤٣).
رنگ كفر: سياه و تاريك.
رنگ آل: آل را بعض شارحان آل محمّد معنى كردهاند، ليكن بعيد است اين معنى مقصود باشد بلكه به قرينه رنگ كفر كه به معنى سياهى و تيرگى است از رنگ آل، سرخ، سرخ رويى مقصود است.
هفت سوراخ نفاق: بعض شارحان آن را هفت در دوزخ معنى كردهاند. مفسران گويند دوزخ هفت درك است و هر دركى از آنِ گروهى. درك نخست كه جهنّم نام دارد از آن گنهكاران است. درك دوم لَظَى است، جاى جهودان. درك سوم حطمه است، جاى ترسايان. درك چهارم سعير است، جاى صابيان. درك پنجم سَقَر است، جاى مجوسان. درك ششم جحيم است، جاى مشركان عرب. و درك هفتم هاويه است كه درك اسفل بود، جاى منافقان (كشف الاسرار، ج ٥، ص ٣١٧- ٣١٨) و رجوع شود به تفسير بيضاوى و ديگر تفسيرها. اما چنين تفسير با هفت سوراخ نفاق سازگار نيست. نيكلسون آن را غرور، آز، شهوت، حسد، خشم، طمع، و كينه معنى كرده است. اما هيچ يك از اين هفت صفت زشت را نمىتوان به نفاق نسبت داد. بعضى نيز هفت صفت مهلك گرفتهاند (رك: شرح كبير انقروى، ج ٣، ص ١٢٨٣). با توجه بدان كه معنى نفاق دو رويى است، يعنى خلاف آن چه را در دل است گفتن، توان هفت سوراخ نفاق را به دو چشم، دو گوش، دو سوراخ بينى، و دهان تعبير كرد كه منافقان آن چه را ببينند، يا شنوند يا گويند، يا بويند بر خلاف واقع بيان دارند.
- و اللَّه العالم.
ضياى ماه: استعارت است از نور يقين كه در دل او تافته است.
خسف: گرفتن ماه.
محاق: (به كسر يا به فتح اوّل) سه شب آخر ماه كه ديده نمىشود.
پلاس: استعارت از فقر و بد بختى.