شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٥٠ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
اين بيتها نيز مقول گفته امام على (ع) است با خصم خود كه بر اثر شنيدن سخنان او دگرگون شد و از كفر به توحيد گراييد. فضل حق تعالى شامل حال او گرديد و خشمى را كه ابراز داشت به لطف مبدل گرديد و چون مسلمان شد بر گذشته او قلم محو كشيدند. او از هم اكنون مسلمانى است چون ديگر مسلمانان، و مسلمانان برادر يكديگرند و يكى ديگرى را ياور. على (ع) كه بنده خاص خداست به صفات خدايى متصف است، لاجرم از جرم او گذشت و او را چون خود بلكه خود مىداند.
از من دور مشو نزديك بيا. تو پيش از اين مس بودى ليكن كيمياى ايمان تو را به گهر تبديل كرد از كفر برهيدى و به ايمان در شدى. تو اكنون آزادى و برادر من، بلكه چون مسلمانى خود منى و من خود را چگونه توانم كشت.
|
معصيت كردى به از هر طاعتى |
آسمان پيمودهاى در ساعتى |
|
|
بس خجسته معصيت كآن كرد مرد |
نى ز خارى بر دمد اوراق ورد |
|
|
نى گناه عُمّر و قصد رسول |
مىكشيدش تا به درگاه قبول |
|
|
نى به سحر ساحران فرعونشان |
مىكشيد و گشت دولت عونشان |
|
|
گر نبودى سحرشان و آن جحود |
كى كشيديشان به فرعون عنود |
|
|
كى بديدندى عصا و معجزات |
معصيت طاعت شد اى قوم عُصات |
|
ب ٣٨٣٥- ٣٨٣٠ معصيت: نافرمانى، گناه.
آسمان پيمودن: كنايت از راهى دراز را در اندك مدت پيمودن، و به حقيقت رسيدن. بعض سالكان بودهاند كه منازل سير را در مدتى كوتاه طى مىكردند.
اوراق: جمع ورق: برگ.
ورد: گل.
قصد: اراده، بخصوص اراده كشتن كردن.