شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٠٠
|
تا خدايش باز صاف و خوش كند |
او كه تيره كرد هم صافش كند |
|
|
صبر آرد آرزو را نه شتاب |
صبر كن و اللَّهُ اعْلَم بِالصَّواب |
|
ب ٤٠٠٣- ٣٩٩٨ ثرى: خاك نم دار.
گوشت بُر: برنده گوشت، آزار دهنده گوشت.
آوردن: به ثمر رساندن.
و اللَّه اعلم بالصواب: و خدا بدان چه راست و درست است داناتر است.
اين شش بيت نيز نشان دهنده دگرگونى است كه براى او پيدا شده است مولانا شنونده را آگاه مىسازد كه سخن از آن دست كه پيش مىشنيدى نيست، تو به اميد نشاط و بسطت كه در ما بود آن را مىشنوى، حالى كه درون افسرده و دل پژمرده است گرد شنيدن سخن مگرد و بگذار تا خاموشى گزينيم، بود كه خدا لطفى كند و بار ديگر خاطر افسرده شاد گرداند، بايد شكيبايى پيشه كرد كه خدا آن چه را نيكوست پيش خواهد آورد.
تمام شد آن چه مقدور بود شرح آن از بيتهاى دفتر نخست از آن جا كه استاد مغفور رها ساخت، و از خاك به افلاك پرداخت روز سه شنبه پنجم تير ماه يك هزار و سيصد و شصت نه هجرى برابر با سوّم ذو الحجه ١٤١٠ هجرى قمرى و الحمد للَّه مصلياً مستغفرا