شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٦١ - گفتن پيغامبر
بقيه عضوها. اما عدد صد هزاران مبالغه شاعرانه است و شايد هم براى رعايت وزن باشد و گرنه مجموع كشتههاى كافران از غزوه بدر تا حنين به هزار تن نمىرسد تا چه رسد به صد هزار.
|
بس زيادتها درون نقصهاست |
مر شهيدان را حيات اندر فناست |
|
|
چون بريده گشت حلق رزق خوار |
«يُرْزَقونَ فَرِحينَ» شد گوارا |
|
|
حلق حيوان چون بريده شد به عدل |
حلق انسان رُست و افزون گشت فضل |
|
|
حلق انسان چون ببّرد هين ببين |
تا چه زايد كن قياس آن بر اين |
|
|
حلق ثالث زايد و تيمار او |
شربت حق باشد و انوارِ او |
|
|
حلق ببريده خورد شربت ولى |
حلق از لا رسته مرده در بلى |
|
ب ٣٨٧٦- ٣٨٧١ حيات: زندگى.
فنا: كشته شدن، مردن.
رزق خوار: روزى خوردنده، كنايت از زنده.
يرزقون فرحين: قسمتى است از قرآن كريم: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ-» و مپندار آنان را كه كشته شدند در راه خدا مرده، نه آنان زندهاند نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند، شادمانند بدان چه خدا آنان را داده است از نعمت خود و شادى مىكنند (مىنمايند) به آنان كه نپيوستهاند بديشان از پس ايشان، كه بيمى بر آنها نيست و اندوهگين نيستند» (آل عمران، ١٦٩- ١٧٠).
گوار: گوارا.
تيمار: تعهد.