شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٩ - اول كسى كه در مقابله نص قياس آورد ابليس بود
آواز مرغ: استعارت از انعكاس وحى الهى در دل او.
انباز: شريك، رفيق.
مرغ: استعارت از رسول اكرم ٦ يا از قدرت پروردگار جلّ و علا.
مولانا ديگر بار كسانى را كه خواهند حقيقت را به گمان خود بيابند نكوهش مىكند، كه شما سخنانى را فرا گرفتهايد و معنى آن را ندانسته، از روى هوس آن سخنان را وسيلت كشف واقع كردهايد حالى كه آن چه شما از آن سخنان در مىيابيد همچون قياسى است كه آن كر نزد خود كرد و بيمار را از خويش رنجاند و او پيش خود خشنود كه خوش گفتم. شما نيز با چنين قياس راه نافرمانى را مىپيماييد.
عبد اللّه بن سعد نيز كه پرتوى از وحى بر او تافته بود پنداشت خود پيمبر است و وحى الهى بر او فرود مىآيد. اين گستاخى وى سبب شد كه قهر رسول او را گرفت.
|
هين به عكسى يا به ظنّى هم شما |
در ميفتيد از مقامات سما |
|
|
گر چه هاروتيد و ماروت و فزون |
از همه بر بام «نَحْنُ الصّافّون» |
|
ب ٣٤١٥- ٣٤١٤ عكسى: مقصود پرتوى است از عصمت حق كه بر آنها افكنده است.
ظّن: گمان، و در اينجا مقصود گمان نيكى است كه آن دو فرشته در باره خود داشتند.
مقامات: جمع مقامه، جاى ايستادن و نيز مرتبه والا.
سما: آسمان.
مقامات سما: مرتبهاى كه فرشتگان راست.
نحن الصافون: ما صف زدگانيم. مأخوذ است از قرآن كريم «وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ- ما فرشتگان صف زدگانيم» (صافات، ١٦٥).
بام نحنُ الصّافون: مقام بلند آسمانى.