ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥١ - باب ٤ تصريح و نص امام كاظم
راه با امام كاظم ٧ كه به بصره برده مىشدند[١]، برخورد كردم. حضرت كسى را به نزد من فرستادند و من نزد ايشان رفتم امام كاظم ٧ تعدادى كتاب به من دادند و امر كردند كه آنها را به مدينه برسانم، سؤال كردم: قربانت گردم! اينها را به چه كسى بدهم؟ فرمودند: «به فرزندم «علىّ». او وصىّ من است و تمام كارهايم به دست اوست و بهترين فرزندم مىباشد».
نصّى ديگر:
١٤- عبد اللَّه بن حارث- كه مادرش از نسل جعفر طيّار است- گويد:
«امام كاظم ٧ كسى را به نزد ما (بني ابو طالب) فرستاده و ما را فراخواندند و فرمودند: آيا مىدانيد براى چه شما را جمع كردهام؟ گفتيم: خير، فرمودند: گواه باشيد كه اين پسرم «عليّ»، وصىّ من است و تمام كارهايم به دست اوست و پس از من جانشين من مىباشد، هر كس از من طلبى دارد، طلب خود را از اين
[١]- اين قضيّه در زمانى اتّفاق افتاده است كه حضرت در اواخر سال ١٧٩ هجرى، به دستور هارون و توسّط عمّال او در مدينه دستگير شده و به سوى بصره فرستاده شدند.