ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٠٠ - باب ١٥ مجلس ديگرى از امام رضا
داشته بودند خارج شد، وقتى شب او را فرا گرفت[١] و زهره را ديد از روى انكار گفت: آيا اين پروردگار من است؟ وقتى ستاره غروب كرد، گفت: من غروبكنندهها را دوست ندارم، زيرا افول و غروب از صفات پديدهها است نه از صفات موجود قديم و ازلى، و وقتى ماه را در آسمان ديد، با حالت انكار گفت:
آيا اين پروردگار من است؟ وقتى غروب كرد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدايت نكند گمراه خواهم شد، منظورش اين بود كه اگر پروردگارم هدايتم نمىكرد گمراه شده بودم، فردا صبح خورشيد را ديد و باز از روى انكار گفت: آيا اين پروردگار من است؟ اين از ماه و زهره بزرگتر است، وقتى خورشيد هم غروب كرد به آن سه گروه رو كرده و گفت: «يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ* إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (اى مردم من از آنچه شما آنها را شريك خدا قرار مىدهيد، دور و بركنار هستم، من وجه خود را به سوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريده، برميگردانم، از باطل به سوى حقّ مىروم و مشرك نيستم- انعام: ٧٩ و ٧٨) و ابراهيم ٧ با اين
[١]- در اين قسمت از ذكر متن آيات خوددارى شد و فقط ترجمه آنها بيان گرديد تا متن يك دست شده و در موقع خواندن براى خواننده محترم روان باشد.