ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٩٦ - باب ١١ اخبارى كه در باب توحيد از امام رضا
زبان عادى خود به يك ديگر نامهايى از اين قبيل مىدهند: كلب (سگ)، حمار (خر)، ثور (گاو)، سكّرة (شكر)، علقمة (تلخ)، اسد (شير) و تمام اين اسامى بر خلاف معانى آنهاست، زيرا اين نامها بر آن معانى كه در مقابل آن وضع شدهاند، نيستند، زيرا انسان، شير و يا سگ نيست. در اين مطلب خوب دقّت كن و بفهم. خداوند تو را مورد لطف و رحمت خود قرار دهاد.
ما خدا را عالم مىناميم اما عالم بودن او به اين صورت نيست كه او را علمى كه نبوده اكنون بدستش آورده، چيزى را بداند و به كمك آن علم، آنچه را بعدا بدان برخورد مىكند حفظ نمايد، و در خلقت مخلوقاتش فكر و انديشه كند، چطور چنين چيزى ممكن است و حال آنكه گذشتگانى را كه خود نابود ساخته، همه براى او حاضرند و در محضرش هستند، (به هر حال او نيازى به چنان علمى ندارد) كه اگر آن علم نباشد، جاهل و ضعيف بماند. بر عكس مردم عالم كه به خاطر علومى كه نداشتهاند و سپس بدست آوردهاند عالم ناميده شدهاند، چه آنكه اينان قبل از اين علم جديد، جاهل بودهاند و چه بسا اين علمى كه بدست آوردهاند نيز از دستشان برود و به سوى جهل سير كنند.