ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٧١ - باب ٣٠ اخبار درربار پراكندهاى كه از آن جناب رسيده است
پاسخ گفت: خدا ميفرمايد: آن گاويست سخت زرد رنگ و خالص، و شادكننده بينندگان، و اگر آنان چنين گاوى مىآوردند قبول مىشد، و لكن در ضلال خود سماجت كردند و خداوند هم بر آنها سخت گرفت، به موسى گفتند: از خدايت بپرس اين چگونه گاوى باشد؟ امر بر ما مشكل شده، اگر خدا بخواهد ما را راهنمائى خواهد كرد، موسى ٧ گفت: خدا ميفرمايد: آن گاويست كه نه رام است كه زمينى را شخم زند و يا با او آب از چاه كشند و زراعت را آب دهند، و داراى رنگ خالص يك دست، گفتند: اكنون صفاتش چنان كه رفع شبهه بشود بيان كردى، پس جستجو كردند و آن را با چنين خصوصيات نزد جوانى اسرائيلى يافتند لكن جوان گفت: آن را نمىفروشم مگر به قيمت اينكه پوست آن را پر از طلا كنيد، بنى اسرائيل نزد موسى آمده اين خبر را به او گزارش دادند، موسى ٧ فرمود: چارهاى نيست آن را بخريد، ناچار آن را خريدند و دستور داد آن را ذبح كردند، آنگاه دستور داد كه دم آن گاو را به بدن مقتول بزنند و چون چنين كردند زنده شد و گفت: اى فرستاده خدا! پسر عمويم مرا به قتل رسانده، نه آن كس كه او را متّهم كردهاند، و بدين سبب قاتلش را شناختند. پس پيامبر خدا، موسى ٧ به يكتن از يارانش گفت: اين گاو