ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٦٥ - باب ٣٠ اخبار درربار پراكندهاى كه از آن جناب رسيده است
همسر خود از خانه بيرون مىرفت، و امّا آن زنى كه گوشت بدن خويش را مىخورد آن بود كه خود را براى نامحرمان زينت مىكرد، و امّا آنكه دست و پايش را به هم زنجير كرده بودند و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند زنى بود كه درست وضو نمىساخت و لباسش را از آلودگى به نجس، تطهير نمىكرد، و غسل جنابت و حيض بجاى نمىآورد و خود را نظيف نمىساخت، و به نماز اهميّت نمىداد، و امّا آن كر و كور و لال زنى بود كه از غير شوهر خويش داراى فرزند مىشد و به شوهر خود نسبت ميداد، و آنكه گوشت بدنش را با مقراضها مىبريد پس وى زنى بود كه خود را در اختيار مردان اجنبى مينهاد و خود را بدانها عرضه مينمود، و امّا آن زنى كه سر و رويش آتش گرفته بود و مشغول خوردن رودههاى خود بود آن كسى بود كه دلّالى جنسى به حرام ميكرد، و امّا آنكه سرش سر خوك و بدنش بدن حمار بود آن زنى بود كه سخنچينى به دروغ مينمود، و امّا آنكه رخسارش رخسار سگ بود و آتش در دبر او ميريختند و از دهانش بيرون مىآمد آن زنى آوازهخوان و نوحهگر و حسود بود، آنگاه پيامبر ٦ فرمود: واى بر زنى كه شوى خويش را به غضب آرد، و خوشا به حال