ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٣٢ - باب ١٨ سخنان حضرت رضا
سه بار ديگر بايد قرعه بكشم، سه بار ديگر قرعهكشى كرد و هر بار قرعه به نام شتران درآمد و در بار سوم، زبير و ابو طالب و برادرانشان عبد اللَّه را از زير پاهاى عبد المطّلب كشيدند و بردند، بگونهاى كه درست آن قسمت از صورت عبد اللَّه كه روى زمين بود، كنده شد، عبد اللَّه را بلند كرده مىبوسيدند و خاكهاى بدن او را پاك مىكردند، عبد المطّلب دستور داد تمامى صد شتر در «حزوره (١)» (كه مكانى است در حرم) ذبح شوند و هيچ كس را از گوشت آنان محروم نكنند.
عبد المطّلب پنج سنّت داشت كه خداوند آنها را در اسلام امضاء نمود، ١- همسران پدران را بر پسران حرام كرد، ٢- در قتل، صد شتر ديه قرار داد، ٣- هفت دور به دور كعبه طواف مىنمود، ٤- گنجى يافت و خمس آن را كنار گذاشت و پرداخت كرد، ٥- و زمزم را آنگاه كه حفر كرد، «آب حاجيان» نام نهاد، و اگر عبد المطّلب در زمان خود حجّت نبود، و تصميمش بر ذبح فرزندش شبيه تصميم ابراهيم به ذبح فرزندش اسماعيل نبود، پيامبر اكرم ٦ به خاطر انتساب به آن دو بعنوان دو قربانى، افتخار نمىكرد و نمىفرمود: من فرزند دو قربانى هستم، علّتى كه بخاطر آن، خداوند ذبح را از