ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٣٠ - باب ١٨ سخنان حضرت رضا
بود سفيد و سياه و فربه، جايگزين او كرد. اين گوسفند در سرزمين سبز و خرّم نشو و نما كرده بود[١] و قبل از آن، چهل سال در باغهاى بهشت مىچريد، و داراى مادرى هم نبود، بلكه خداوند به او گفته بود: ايجاد شو، او نيز موجود شده بود، تا به اين وسيله فداء و جايگزين اسماعيل شود، و تا روز قيامت، هر آنچه در منى ذبح شود، فديه و فداء اسماعيل مىباشد. اين يكى از دو قربانى، امّا ديگرى:
عبد المطّلب حلقه درب كعبه را گرفت و از خدا خواست كه ده پسر به او بدهد، و نذر كرد كه اگر دعايش مستجاب شود، يكى از آنان را ذبح كند. وقتى تعداد آنان به ده رسيد، همگى را به داخل كعبه برد و بين آنان قرعهكشى كرد، قرعه بنام عبد اللَّه- پدر رسول خدا ٦ كه از همه بيشتر دوستش مىداشت-
[١]- عبارت:« يأكل في سواد ... و يبعر في سواد» يعنى در سياهى غذا مىخورد و آب مىآشاميد، در سياهى نگاه مىكرد و راه مىرفت، در سياهى بول مىكرد و سرگين مىانداخت، اين عبارت با كمى تفاوت در بعضى احاديث مربوط به قربانى آمده است و علما به گونههاى مختلف آن را تفسير كردهاند كه شايد بهترين تفسير همان باشد كه در متن ذكر گرديده.