ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٧١ - باب ١٣ در باره مناظره حضرت رضا
سپس گفت: يا ابا الحسن! بحث كلام را با او ادامه بده، او عالم خراسان است! حضرت مجدّدا سؤال خود را از او پرسيده فرمودند: اراده حادث است اى سليمان! چون چيزى كه ازلى نبود قطعا حادث است، و اگر حادث نبود، ازلى است، سليمان گفت: ارادهاش از خود اوست كما اينكه سمع و بصر و علم او از خود اوست، حضرت فرمودند: آيا خود را اراده كرده است؟ گفت:
نه، حضرت فرمودند: پس «مريد» (ارادهكننده) مثل سميع و بصير نيست، سليمان گفت: خود را اراده كرده، همان طور كه صداى خود را مىشنود و خود را مىبيند و به خود آگاه است، حضرت فرمودند: «خود را اراده كرده» يعنى چه؟ آيا يعنى خواسته كه چيزى باشد؟ خواسته كه زنده يا سميع يا بصير يا قدير باشد؟ گفت: بله، حضرت فرمودند: آيا با اراده خود اين گونه شده است؟
سليمان گفت: نه، حضرت فرمودند: پس اين كه مىگويى: اراده كرده تا حىّ، سميع و بصير باشد معنايى ندارد، چون حيات، سمع و بصر او به اراده او نبوده است، سليمان گفت: چرا، با اراده خودش بوده است، در اينجا، مأمون و اطرافيان خنديدند، و حضرت رضا ٧ نيز خنديدند و فرمودند: بر متكلّم