ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٥٩ - باب ١٢ باب مناظره حضرت رضا
گفت: اى نوفلىّ ديدى دوستت چه كرد؟ بخدا قسم، گمان نداشتم كه علىّ بن- موسى الرّضا توان غور و غوص در چنين مسائلى را داشته باشد، او را اين گونه نمىشناختيم كه در مدينه از «كلام» صحبت كند يا علماء «كلام» بر او گرد آيند.
من گفتم: ولى حجّاج نزد او مىآمدند و مسائل مختلفى در مورد حلال و حرام از او سؤال مىكردند و جواب مىگرفتند و گاهى افرادى نزد حضرت آمده با ايشان بحث و مناظره مىكردند، محمّد بن جعفر گفت: اى ابو محمّد! مىترسم اين مرد بر او حسد ورزد و او را مسموم نمايد، يا بلائى سر او بياورد، به او بگو از اين كارها دست بردارد، گفتم: از من نخواهد پذيرفت، آن مرد مىخواست او را امتحان نمايد تا بفهمد آيا از علوم پدرانش عليهم السّلام چيزى مىداند يا خير؟ محمّد بن جعفر به من گفت: به او بگو: عمويت به علل مختلفى از اين موضوع خوشش نمىآيد و دوست دارد از اين كارها دست بردارى.
وقتى به منزل حضرت بازگشتم، پيام عمويشان محمّد بن جعفر را رساندم و كلمات او را بآن حضرت گفتم، امام تبسّمى كرده فرمودند: خدا عمويم را حفظ كند، او را خوب مىشناسم، چرا از اين موضوع ناراحت است؟ بعد