ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٨٢ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
گفت: من در ظاهر و از روى قهر و غلبه امام مردم هستم و موسى بن جعفر امام حقّ است. به خدا سوگند- پسرم- او از من و از همه مردم به جانشينى حضرت رسول ٦ سزاوارتر است، و قسم به خدا كه اگر تو نيز بخواهى حكومت را از من بگيرى، گردنت را مىزنم، زيرا حكومت و پادشاهى عقيم است (و فرزند و غير فرزند نمىشناسد).
و زمانى كه (هارون) تصميم گرفت از مدينه به مكّه برود، دستور داد دويست دينار در كيسهاى سياه بريزند و سپس به فضل بن ربيع گفت: اين پول را به نزد موسى بن جعفر ببر و به او بگو: أمير المؤمنين مىگويد: فعلا دستمان تنگ است و بعدا، صله و احسان ما به شما خواهد رسيد.
من به او اعتراض كردم و گفتم: يا أمير المؤمنين! به فرزندان مهاجرين و أنصار و ساير قريش و بنى هاشم و كسانى كه اصلا حسب و نسبشان را نمىشناسى، پنج هزار دينار و كمتر انعام مىدهى و به موسى بن جعفر كه اين طور