ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٦١ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
فاطمه به آن مشهور و شناخته شدهايد- ترك كنى. گفتم: يا امير المؤمنين! آنچه مىخواهى بپرسى، بپرس.
هارون گفت: ما و شما همگى شاخ و برگ يك درخت و از نسل عبد المطّلب مىباشيم، ما فرزندان عبّاس هستيم و شما فرزندان أبو طالب، و اين هر دو، عموى پيامبر ٦ بودهاند، و خويش و قومى آنها با پيامبر، يكسان است، پس چرا شما بر ما برترى داريد؟ گفتم: زيرا، ما به پيامبر نزديكتريم، گفت: چطور؟
گفتم: چون عبد اللَّه و أبو طالب از يك پدر و مادر بودند ولى جدّ شما، عبّاس، نه از مادر عبد اللَّه بود و نه از مادر أبو طالب.
گفت: چرا شما ادّعا مىكنيد كه وارث پيامبر خدا ٦ هستيد در حالى كه در زمان وفات حضرت رسول ٦ أبو طالب فوت كرده بود و عبّاس عموى آن حضرت زنده بود و (مىدانيم كه) با وجود عمو، عموزادگان ارث نمىبرند؟
گفتم: اگر أمير المؤمنين، صلاح بدانند، مرا از جواب اين سؤال معاف بدارند