ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣٧ - باب(٣٩) در ذكر شمهاى از دلائل و معجزات حضرت صاحب الزمان(ع)
١٠- و نيز حسن بن فضل گويد: من بعراق رفتم و تصميم گرفتم در آنجا آنقدر بمانم تا امر امامت حضرت مهدى ٧ كاملا بر من روشن شود و حاجتهايم برآورده شود، اگر چه باندازه بمانم كه بگدائى بيفتم، گويد: در اين خلال سينهام از ماندن تنگ شد و مىترسيدم انجام حج از دستم برود.
پس روزى بنزد محمد بن احمد- كه در آن روز سفير و واسطه ميان آن حضرت و مردم بود- رفته از او در خواستى كردم، بمن گفت: بفلان مسجد برو در آنجا مردى تو را ديدار ميكند، گويد: بدان مسجد رفتم مردى نزد من آمد همين كه مرا ديد خنديده گفت: اندوهگين مباش كه امسال بحج خواهى رفت بسلامت و بنزد زن و بچهات باز خواهى گشت، من آسوده خاطر شدم و دلم آرام گرفت و با خود گفتم بحمد اللَّه اين نشانه درستى براى آن چيزى است كه دنبال آن بودم.
(مترجم گويد: سفراى معروف و نواب خاصه چهار تن بودهاند بدين شرح:
١- ابو عمرو عثمان بن سعيد عمرى.
٢- فرزندش محمد بن عثمان كه پس از درگذشت پدر باين منصب مفتخر گرديد.
٣- أبو القاسم حسين بن روح نوبختى كه پس از رحلت محمد بن عثمان بسفارت رسيد.
٤- أبو الحسن على بن محمد سمرى كه بجاى حسين بن روح مفتخر بسفارت گرديد، و مدت سفارت آنان و غيبت صغرى حدود (٧٠) سال بوده.
بنا بر اين محمد بن احمد كه در اين خبر ذكر شده جزء نواب معروف نيست و چنانچه مجلسى (ره) و ديگران گفتهاند: از پاره اخبار ظاهر شود كه جزء نواب معروف گروه ديگرى نيز بودهاند كه گاهى توقيعات بوسيله آنها براى شيعيان ميرسيده است، بهر صورت).