ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٥٤ - فصل(١) جريان ولايت عهد
و مأمون دستور داد كه سكهها را بنام آن حضرت زدند و بر آنها بنام رضا مهر زدند، و اسحاق بن موسى (برادر حضرت رضا ٧) را امر كرد با دختر عمويش دختر اسحاق بن جعفر ازدواج كند (و آن دختر را بعقد اسحاق بن موسى درآورد) و دستور داد در آن سال اسحاق بن موسى با مردم بحج رود (و باصطلاح او را امير الحاج كرد) و در هر شهرى بوليعهدى حضرت رضا ٧ در منبرها خطبه خواندند.
و احمد بن محمد بن سعيد (فرماندار مدينه) در آن شهر بالاى منبر رسول خدا ٦ خطبه خواند و در خواندن و دعوت مردم بسوى آن حضرت گفت: وليعهد مسلمانان شد: على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على عليهم السّلام، و اينها شش تن پدران آن حضرت هستند پدرانى كه بهترين كسانى هستند كه از آب باران آشاميدهاند (يعنى بهترين خلق خدا هستند).
مدائنى از اساتيد خود روايت كند كه چون حضرت رضا ٧ در آن لباسهاى سلطنتى براى وليعهدى نشست سخنوران و شاعران پيش روى آن حضرت برخاسته سخنسرائى كرده و اشعار سرودند، و پرچمها بر سر او باهتزاز درآمد، يكى از كسانى كه در آن مجلس حاضر گشته و از نزديكان حضرت رضا ٧ بوده گويد: من در آن روز در برابر حضرت نشسته بودم، پس حضرت بمن نگاه كرده ديد من از اين پيش آمد خيلى خوشحال و خورسندم، بمن اشاره كرد كه پيش بيا، من نزديك آن حضرت رفته آهسته (بطورى) كه ديگران نمىشنيدند بمن فرمود: دل تو سرگرم بآنچه مىبينى نشود و خورسند مباش كه اين كار سر نخواهد گرفت.