ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧٩ - شمه اى از معجزات آن حضرت
ميخوابد، ولى در مورد ربودن مال خواب نميرود (يعنى گاهى ممكن است انسان مصيبت زده بمرگ فرزند يا دوست خواب بچشم او بيايد چون خود را بتقديرات و مقدرات الهى دلدارى دهد و جبران آن نتواند، ولى مال انسان را كه ميبرند خواب را از چشم انسان ميگيرد چون ستمى بر او شده و هموار كردنش دشوار است؟) آگاه باش بخدا بر تو نفرين خواهم كرد! داود بريشخند گفت: آيا ما را بنفرين خود تهديد ميكنى (و ميترسانى)؟ پس امام صادق ٧ بخانه خود بازگشت، و پيوسته آن شب را بدعا و نماز گذراند تا چون هنگام سحر شد شنيدند كه در مناجات خود با خدا ميگويد: «اى كسى كه داراى قوتى توانا هستى، و نيروئى سخت دارى، و اى دارنده عزتى كه همه بندگانت در برابر آن زبون و خوارند اين ستمكار را از من بازگير و انتقام مرا از او بستان» پس ساعتى نگذشت كه صداى شيون برخاست و گفتند: داود بن على مرد.
٣- و ابو بصير روايت كند كه من بمدينه رفتم و كنيزكى همراه من بود پس من با او نزديكى كرده سپس از خانه بيرون رفتم كه (براى غسل جنابت) بحمام روم، در كوچه بدوستان از شيعه برخوردم كه بنزد امام صادق ٧ ميرفتند، من ترسيدم كه اينان بر من پيشى گيرند و ديگر من نتوانم نزد آن حضرت شرفياب شوم (با همان حال جنابت) بهمراه ايشان رفتم تا وارد خانه آن حضرت شدم، چون برابر آن حضرت قرار گرفتم بمن نگاه كرده فرمود: اى ابا بصير آيا ندانستهاى كه در خانه پيغمبران و فرزندان پيغمبران شخص جنب داخل نمىشود؟ من از آن حضرت شرم كرده عرضكردم: اى فرزند رسول خدا من دوستان خود را ديدار كردم و ترسيدم ديگر دسترسى بديدار شما پيدا نكنم، و از اين پس هرگز چنين كارى نخواهم كرد و بىدرنگ از نزد آن حضرت بيرون آمدم.