ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٩ - روز عاشورا و مقاتله اصحاب آن حضرت
راست كرد و با همراهان خويش بسوى حسين ٧ آمدند، و در سمت راست لشكرش عمرو بن حجاج بود، و در چپ شمر بن ذى الجوشن، و عروة بن قيس را فرمانده سوارگان، و شبث بن ربعى را امير بر پيادگان نمود، و پرچم را بدست غلامش دريد داد.
از حضرت على بن الحسين زين العابدين عليهما السّلام حديث شده كه فرمود: چون بامداد روز عاشورا لشكر دشمن رو بحسين ٧ آورد، آن جناب دستهاى خود را بآسمان بلند كرده گفت: بار خدايا تو تكيهگاه منى در هر اندوهى، و تو اميد منى در هر سختى، و تو در هر مشكلى برايم پيش آيد مورد اعتماد و آماده كن ساز و برگ منى، چه بسا اندوهى كه دلها در آن سست شود، و تدبير در آن اندك شود، دوست در آن خوار گردد، و دشمن در آن شاد شود كه من آن را بدرگاه تو آوردم و شكوه آن پيش تو كردم بخاطر آنكه از جز تو ديده بر بستم، و تو آن اندوه را از من برطرف كرده گشايش دادى، پس توئى صاحب اختيار هر نعمت، و دارنده هر نيكى، و پايان هر آرزو و اميدى.
فرمود: و گروه دشمن آمده و اسبهاى خود را در اطراف خيمههاى حسين ٧ بجولان درآوردند.
و آن خندق را در پشت خيمهها و آتشها را كه در آن شعله ميكشيد ديدند شمر بن ذى الجوشن بآواز بلند فرياد زد: اى حسين بآتش شتاب كردهاى پيش از روز رستاخيز؟ حسين ٧ فرمود: اين كيست؟ گويا شمر بن ذى الجوشن است؟ گفتند: آرى، حضرت فرمود: اى پسر زن بزچران تو سزاوارترى بآتش افروخته، مسلم بن عوسجة خواست با تيرى او را بزند حسين ٧ او را از اين كار جلوگيرى كرد، مسلم