ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣١٠ - باب(٣٣) در ذكر شمه از مناقب حضرت عسكرى
يكى از حضار مجلس كه از طائفه اشعريهاى قم بود گفت: وضع برادرش جعفر چگونه بود؟ و مقام او در مقابل حسن بن على چگونه است؟ در پاسخ گفت: جعفر كيست كه از وضع او پرسش شود يا او در رديف حسن قرار داده شود! جعفر كسى است كه آشكارا مرتكب فسق مىشود، و هرزگى ميكند هميشه مست شراب است، پستترين مردى است كه من ديدهام، و بىآبروترين مردمان، و سبك، و خود باخته است، و هنگامى كه حسن بن على از دنيا رفت حالتى بر خليفه و يارانش دست داد كه من در شگفت شدم و گمان نداشتم در مرگ هيچ كس چنين شود، زيرا چون حسن بن على بيمار شد خليفه پيش پدرم فرستاد كه ابن الرضا بيمار شده! پدرم همان ساعت سوار شده بدار الخلافة رفت، سپس شتابانه بازگشت و پنج تن از خدمتگزاران مخصوص خليفه با او بودند كه همگى از معتمدين و نزديكان او بودند و در ميان ايشان بود نحرير (يكى از دربانان مخصوص خليفه) و بايشان دستور داد پيوسته ملازم خانه حسن بن على باشند و از حال او آگاه باشند، آنگاه بچند تن از پزشكان پيغام داد كه بعيادت او بروند و هر صبح و شام از او ديدن كنند، و چون دو سه روز گذشت گزارش دادند كه (بيماريش سخت شده و) ناتوان گشته، پدرم به دكترها دستور داد در خانهاش بمانند و بيرون نروند، و پيش قاضى القضاة فرستاده هنگامى كه آمد باو دستور داد ده تن از كسانى كه بدين و امامت و پرهيزكارى ايشان اطمينان دارد حاضر كند، و (چون آمدند) همه را بخانه حسن ٧ فرستاد، و دستور داد شب و روز در آنجا بمانند، و آنها هم چنان آنجا بودند تا اينكه آن جناب از دنيا رفت.
و چون خبر وفات او پراكنده شد شهر سامره يكپارچه شيون شد، بازارها تعطيل گشت، و بنى