ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٢ - جريان تزويج آن حضرت با ام الفضل و سؤال يحيى بن اكثم از او و پاسخى كه فرمود
براى اين كار وعده اموالى نفيس و نويدهاى فراوانى باو دادند آنگاه بنزد مأمون بازگشته از او خواستند روزى را براى اين كار تعيين كند كه همگى در آن روز در مجلس مأمون حاضر شوند، مأمون روزى را براى اين كار تعيين كرد، و در آن روز همگى آمده و يحيى بن اكثم نيز در آن مجلس حاضر شد، و مأمون دستور داد براى حضرت جواد ٧ تشكى پهن كنند و دو بالش روى آن بگذارند پس آن حضرت كه نه سال و چند ماه از عمر شريفش گذشته بود بمجلس در آمده ميان آن دو بالش نشست، و يحيى بن اكثم نيز پيش روى آن حضرت نشست و مردم ديگر هر كدام در جاى خود قرار گرفتند، و مأمون نيز روى تشكى چسبيده بتشك امام جواد ٧ نشسته بود.
يحيى بن اكثم رو بمأمون كرده گفت: اى امير المؤمنين اجازه ميدهى از ابى جعفر جواد پرسش كنم؟
مأمون گفت: از خود او اجازه بگير! پس يحيى بن اكثم رو بدان حضرت كرده و گفت قربانت گردم اجازه فرمائى مسأله بپرسم؟ حضرت جواد فرمود: بپرس! گفت قربانت گردم در باره شخصى كه در حال احرام شكارى بكشد چه ميفرمائى؟ حضرت فرمود: آيا در حل كشته است يا در حرم؟ عالم بمسئله و حكم بوده است يا جاهل؟ از روى عمد كشته است يا بخطاء؟ آن شخص آزاد بوده است يا بنده؟ نخستين بار بوده كه چنين كارى كرده يا پيش از آن نيز انجام داده؟ آن شكار از پرندگان بوده يا غير آن؟ از شكارهاى كوچك بوده يا بزرگ؟ باز هم باكى از انجام چنين كارى ندارد يا اينكه اكنون پشيمان است؟ در شب اين شكار را كشته يا در روز؟ در حال احرام عمره بوده يا احرام حج؟ (بگو كداميك از اين اقسام ١- كوچك بوده يا بزرگ