ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٧٠ - جريان تزويج آن حضرت با ام الفضل و سؤال يحيى بن اكثم از او و پاسخى كه فرمود
بدين وسيله منصبى را كه خداوند بما روزى كرده از چنگ ما خارج ساخته و لباس عزت و شوكتى را كه خدا بما پوشانده از تن ما بدر آورى، زيرا تو بخوبى كينه ديرينه و تازه ما را باين دسته (يعنى بنى هاشم) ميدانى، و رفتار خلفاى گذشته را با ايشان آگاهى كه (بر خلاف تو) آنان را تبعيد ميكردند و كوچك مينمودند، و ما در آن رفتارى كه تو نسبت بپدرش حضرت رضا ٧ انجام دادى در تشويش و نگرانى بوديم تا اينكه خداوند اندوه ما را از جانب او بر طرف ساخت، ترا بخدا از خدا انديشه كن كه دوباره ما را باندوهى كه بتازگى از سينههاى ما دور شده بازگردانى، و رأى خويش را در باره تزويج ام الفضل از فرزند على بن موسى الرضا بسوى ديگرى از خانواده و دودمان بنى عباس كه شايستگى آن را دارد باز گردان؟
مأمون بايشان گفت: اما آنچه ميان شما و فرزندان ابى طالب است پس سبب آن شمائيد و اگر شما با اينان انصاف دهيد هر آينه سزاوارتر از شما هستند (بمقام خلافت و زمامدارى)، و اما كردار خليفههاى پيش از من را نسبت بايشان (كه يادآور شديد) همانا آنان با اين عمل قطع رحم و خويشاوندى كردند و پناه ميبرم بخدا كه من نيز همانند آنان كارى انجام دهم، و بخدا سوگند من از آنچه نسبت بوليعهدى على بن موسى الرضا عليهما السّلام انجام دادم هيچ پشيمان نيستم، و براستى من از او خواستم كه كار خلافت را بدست بگيرد و من از خودم آن را دور سازم ولى او خوددارى كرد و مقدرات خداوندى چنان كرد كه ديديد.
و اما اينكه من محمد بن على (امام جواد ٧) را براى دامادى خويش برگزيدم بواسطه برترى داشتن اوست با خردساليش در علم و دانش بر همه دانشمندان زمان و براستى دانش او شگفت انگيز است و من اميد دارم كه آنچه من از او ميدانم براى مردم آشكار كند تا بدانند كه رأى صحيح همان است كه