ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٩ - جريان تزويج آن حضرت با ام الفضل و سؤال يحيى بن اكثم از او و پاسخى كه فرمود
باب (٢٥) در شمه از مناقب و نشانهها و معجزات حضرت جواد ٧
بدان كه چون مأمون فضيلت و برترى آن حضرت را در علم و دانش با آن خردسالى و كودكى بديد، و نبوغ او را ملاحظه كرده و ديد آن جناب در علم و حكمت و ادب و كمال خرد و عقل بپايه رسيده كه پيران سالخورده آن زمان از درك آنها عاجزند، از اين رو شيفته او گشت و دخترش ام الفضل را بهمسرى او درآورد و او را با آن حضرت روانه مدينه كرد و بسيار احترام و اكرام نسبت بمقام آن بزرگوار مبذول ميداشت.
[جريان تزويج آن حضرت با ام الفضل و سؤال يحيى بن اكثم از او و پاسخى كه فرمود]
١- حسن بن محمد بن سليمان (بسندش) از ريان بن شبيب روايت كند كه چون مأمون خواست دخترش ام الفضل را بعقد ازدواج امام جواد ٧ در آورد بنى عباس مطلع شده و بر ايشان بسيار گران آمد و از اين تصميم سخت ناراحت شده ترسيدند كار حضرت بدان جا بكشد كه كار پدرش حضرت رضا ٧ كشيد و منصب وليعهدى مأمون بآن جناب و بنى هاشم منتقل گردد، از اين رو انجمن كرده در اين باره بگفتگو پرداختند و نزديكان فاميل او بنزدش آمده گفتند: اى أمير المؤمنين ترا بخدا سوگند دهيم از اين تصميمى كه در باره تزويج ابن الرضا (محمد بن على) گرفتهاى خوددارى كنى، زيرا بيمناكيم كه