ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩٢ - فصل(٢) پاسخ سؤالات ابن ابى العوجاء و ابو شاكر ديصانى
ميشكنى جز اينكه باطل تو روشنتر است، آنگاه رو بقيس ماصر كرده فرمود: تو چنان سخن گوئى كه هر چه خواهى بحق و حديث رسيده از رسول خدا ٦ نزديكتر باشى از آن دورتر شوى حق را با باطل مىآميزى، با اينكه اندكى از حق از انبوهى باطل (انسان را) بىنياز ميكند، تو و احول (هنگام بحث) از شاخه بشاخه مىپريد، و در كار (بحث و مناظره) ماهريد.
يونس بن يعقوب گويد: بخدا من گمان كردم كه در باره هشام بن حكم نيز سخنانى همانند سخنانى كه بآن دو فرمود خواهد گفت، (ولى بر خلاف آنچه فكر ميكردم) بهشام فرمود: تو بهر دو پا بزمين نميافتى (و چنان نيستى كه در پاسخ بمانى) چون خواهى بزمين افتى پرواز ميكنى، (اى هشام) چون توئى بايد با مردم سخن گويد، خود را از لغزش نگهدار كه شفاعت بدنبال آن است ان شاء اللَّه.
[فصل (٢) پاسخ سؤالات ابن ابى العوجاء و ابو شاكر ديصانى]
و اين خبر گذشته از اينكه برهانى نظرى و دليلى بر امامت در آن است معجزه از امام صادق ٧ را در بردارد، و آن خبر غيبى است (كه آن حضرت از جزئيات سفر آن مرد شامى خبر داد) مانند دو خبر گذشته و در برهان امامت آن جناب بيك ميزان است. و نيز جعفر بن محمد قمى (بسند خود) از عباس بن عمرو فقيمى حديث كند كه ابن ابى العوجاء، و ابن طالوت، و ابن اعمى، و ابن مقفّع با چند تن از زنديقان هنگام مراسم حج در مسجد الحرام گرد آمده بودند، و امام صادق نيز در آن هنگام در مسجد بود و براى مردم فتوى ميداد و قرآن براى آنان تفسير ميكرد، و از مسائل حج و احكام دين (كه از آن حضرت مىپرسيدند) پاسخ ميداد، پس آن گروه بابن ابى العوجاء گفتند: آيا ميتوانى با