ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥١ - باب(٧) در بيان شمه از حالات حضرت على بن الحسين
٢٣- حسن بن محمد (بسند خود) از عمر بن على از پدرش على بن الحسين ٨ روايت كند كه فرمود: چيزى مانند پيشدستى كردن در دعا نديدم، زيرا در هر زمان اجابت دعا براى بنده آماده نيست.
(يعنى پيش از گرفتارى و حاجت خواستن بايد دعا كرد زيرا ممكن است همان پيش دستى و پيشگيرى در دعا از بلائى كه مقدر شده پس از اين برسد جلوگيرى كند و حاجتى كه قرار است پس از اين باجابت رسد، بدان واسطه باجابت رسد، و چنان نيست كه هر زمان انسان دعا كرد اجابت بدنبال آن باشد، و اين دستورى است براى آنكه بنده خدا در همه اوقات از دعا دست برندارد، و چنين نباشد كه تنها در هنگام گرفتارى و حاجت دعا كند).
٢٤- و از جمله دعاهائى كه از آن حضرت رسيده هنگامى كه مسرف بن عقبة (براى سركوبى مردم مدينه) بدان سو رهسپار شد (و شرح آن پس از دعا بيايد) اين دعا بود: (كه ترجمهاش چنين است:) «پروردگارا چه بسيار نعمتى كه بمن ارزانى داشتى و سپاسگزارى من براى تو در برابر آن اندك بود، و چه بسا پيش آمد ناگوارى كه مرا بدان مبتلا ساختى و بردبارى من در برابرش اندك بود، پس اى خدائى كه هنگام ارزانى داشتن نعمتش سپاسگزارى من اندك بود ولى دست از يارى من برنداشتى، اى بخشايشگرى كه هرگز بخشش او منقطع نگردد، و اى آنكه داراى نعمتهاى بيشمارى، بر محمد و آل او درود فرست، و شر اين مرد را از من بگردان، پس من همانا تو را برابر او قرار دادم (و از تو ميخواهم كه از آنرو كه بسوى من آيد او را بازگردانى) و از بدى و آزارش بتو پناه مىبرم».
پس مسرف بن عقبه بمدينه آمد، و گويند: هدفش تنها آزار على بن الحسين ٧ بود ولى بوسيله اين دعا از شر او سالم مانده، و او را اكرام نموده و با او احسان و مهربانى كرد.
(مترجم گويد: از داستانهاى ننگين دوران يزيد و بنى اميه جريان آمدن مسرف بن عقبه بمدينه