ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٥ - باب(٤) در بيان شمه از فضائل حسين(ع) و فضيلت زيارت آن حضرت و يادآورى از مصيبت آن بزرگوار
٩- و عبد اللَّه بن شريك عامرى حديث كند كه از اصحاب على ٧ مىشنيدم هر گاه كه عمر بن سعد از در مسجد وارد ميشد ميگفتند: اين كشنده حسين بن على ٧ است، و اين جريان زمانى دراز پيش از كشته شدن حسين ٧ بود.
١٠- و سالم بن أبى حفصة روايت كرده گفت: عمر بن سعد بحسين ٧ گفت: اى ابا عبد اللَّه در نزد ما مردمان بىخردى هستند كه پندارند من تو را ميكشم؟ حسين ٧ باو فرمود: اينان بىخرد نيستند بلكه خردمندانى هستند، آگاه باش همانا آنچه چشم مرا روشن كند اينست كه پس از من از گندم عراق جز اندكى نخواهى خورد. (يعنى بزودى مرگت فرا رسد).
١١- و يوسف بن عبده روايت كرده گفت: از محمد بن سيرين شنيدم كه ميگفت: اين سرخى در آسمان ديده نشد مگر پس از كشته شدن حسين ٧.
١٢- و سعد اسكاف روايت كرده كه امام باقر ٧ فرمود: كشنده حضرت يحيى بن زكريا زنازاده بود، و كشنده حسين بن على ٨ نيز زنازاده بود، و آسمان سرخ نشد مگر براى آن دو.
١٣- و سفيان بن عيينة از حضرت زين العابدين ٧ حديث كند كه فرمود: با حسين ٧ بيرون رفتيم، پس در هيچ منزلى فرود نيامد و از جايى كوچ نكرد جز اينكه يحيى بن زكريا و كشته شدن او را بياد مىآورد، و روزى فرمود: از پستى دنيا نزد خدا اين بس كه سر يحيى بن زكريا را براى سركشى از سركشان بنى اسرائيل هديه بردند.