ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣١ - باب(٤) در بيان شمه از فضائل حسين(ع) و فضيلت زيارت آن حضرت و يادآورى از مصيبت آن بزرگوار
باب (٤) در بيان شمه از فضائل حسين ٧ و فضيلت زيارت آن حضرت و يادآورى از مصيبت آن بزرگوار
١- سعيد بن راشد از يعلى بن مرة حديث كند كه گفت: شنيدم از رسول خدا ٦ كه ميفرمود:
حسين از من است و من از حسينم، دوست دارد خدا را هر كس كه حسين را دوست دارد، حسين سبطى از اسباط است (طريحى (ره) گويد: يعنى امتى است از امتها در نيكى و خير، و محتمل است مراد از سبط قبيله باشد، يعنى نسل پيغمبر ٦ از او پراكنده شود و او همانند تنه درخت است، و سبط بدرختى گويند كه داراى شاخههاى بسيار بوده و تنه آن يكى باشد).
٢- ابن لهيعة از أبى عوانه در حديثى مرفوع از پيغمبر ٦ حديث كند كه آن حضرت ٦ فرمود: همانا حسن و حسين دو گوشواره عرش خدايند، و بهشت (بخدا) گفت: بار پروردگارا ناتوانان و مستمندان را در من جاى دادهاى؟ خداى تعالى باو فرمود: آيا خوشنود نشوى كه من پايههاى تو را بحسن و حسين آرايش دادم، فرمود: پس بهشت از شادى همانند عروس بخود خراميد.
٣- و عبد اللَّه بن ميمون قداح از امام صادق ٧ روايت كند كه فرمود: حسن و حسين پيش روى رسول خدا ٦ با هم كشتى گرفتند، پس رسول خدا ٦ فرمود: اى حسن بگير حسين را، فاطمه