ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٢٧ - فصل(٤) رسيدن خبر شهادت آن حضرت به مدينه
فرستادگانى فرستاده و دستور داد شبها ايشان را راه برند، و همه جا آنان در پيش روى باشند بدانسان كه از ديدارشان نيفتند (و خود در پشت سر آنان حركت كنند) و هر كجا فرود شدند آنان از ايشان دور شوند و خود و همراهانش مانند نگهبانانى در اطراف آنان پراكنده شوند، و جاى خود را چنان قرار دهند كه اگر يكى از آنان خواست وضو بگيرد يا قضاى حاجت كند از آنان شرم نكند، پس آن فرستادگان با نعمان بن بشير بهمراهى آنان بيامدند و پيوسته آنها را در راه فرود آورده و چنانچه يزيد سفارش كرده بود با آنان مدارا كرده و مراعاتشان نمودند تا بمدينه درآمدند.
[فصل (٤) رسيدن خبر شهادت آن حضرت به مدينه]
و چون ابن زياد سر مقدس حسين ٧ را براى يزيد فرستاد عبد الملك بن ابى الحريث سلمى را طلبيد و باو گفت: بمدينه برو و بر عمرو بن سعيد بن العاص درآى، و او را بكشته شدن حسين مژده بده، عبد الملك گويد: من سوار بر شتر شده و بسوى مدينه رهسپار شدم، پس مردى از قريش مرا ديدار كرده گفت: چه خبر؟ گفتم خبر نزد امير است و آن را خواهى شنيد: گفت «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» بخدا حسين ٧ كشته شد و چون بر عمرو بن سعيد درآمدم گفت: چه خبر دارى؟ گفتم: خبرى است كه امير را شاد كند! حسين بن على كشته شد! گفت: بيرون برو و خبر كشته شدن او را در شهر جار بزن، پس آمدم و جار كشيدم پس شيون و فريادى هرگز نشنيده بودم مانند شيون زنان بنى هاشم كه آن روز از خانههاشان شنيدم آنگاه كه خبر كشته شدن حسين بن على را شنيدند، پس بنزد عمرو بن سعيد درآمدم چون مرا ديد خندهاى كرده آنگاه بشعر عمرو بن معديكرب تمثل جسته كه گويد: