ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٢٤ - ورود اهل بيت به شام و مجلس يزيد
آماده رفتن بشام كنند، و دستور داد على بن الحسين ٧ را غل و زنجير گران بگردنش نهادند، سپس ايشان را بدنبال سرها با محفر بن ثعلبه عائذى و شمر بن ذى الجوشن روان كرد، پس آنان را بياوردند تا بدان گروهى كه سرها با ايشان بود رسيدند، و على بن الحسين ٧ در تمام راه با كسى سخن نگفت چون بدر قصر يزيد رسيدند، محفر بن ثعلبه آواز خويش بلند كرده گفت: اين محفر بن ثعلبه است كه مردمان پست نابكار را نزد امير المؤمنين آورده؟ زين العابدين ٧ فرمود: آن كس كه مادر محفر زائيده پستتر و بدنهادتر است! (راوى) گويد: هنگامى كه سرها را پيش روى يزيد نهادند و در ميان آنها سر حسين ٧ بود يزيد گفت:
١- پس شكافته شد سرها از مردانى گرامى بر ما و اينان نافرمانان و ستمكارانى بودند.
يحيى بن حكم برادر مروان بن حكم كه پيش يزيد نشسته بود گفت:
٢- هر آينه سرها (ئى كه) كنار طف (و كربلا جدا شد) در خويشاوندى نزديكتر از پسر زياد بندهاى است كه داراى نژاد پستى است (يا نژادى كه بدروغ خود را بدان بندد).
٣- اميه (سر سلسله بنى اميه) روزگار را بشب رساند و دودمانش بشماره ريگها است، اما دختر رسول خدا دودمانى ندارد؟!.
يزيد دست بر سينه يحيى بن حكم زده گفت: خموش باش (يعنى در چنين وقتى بر كمى فرزندان فاطمه دريغ و افسوس ميخورى؟) سپس بعلى بن الحسين ٧ گفت: اى پسر حسين پدرت با من