ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٦٠ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
فرمود: به امّ فروه بگوييد بيايد و بشنود كه با جدش چه كردند! سفيان مىگويد: امّ فروه آمد و در پس پرده بنشست. سپس امام صادق عليه السّلام به من فرمود: براى ما سوگسرودهاى بخوان. او مىگويد: گفتم: اى امّ فروه! اشك از ديده همى بباران. امّ فروه كه اين بيت را شنيد شيون كرد و زنان نيز شيون سر دادند. امام صادق عليه السّلام فرمود: در خانه، اهل مدينه بر در خانه گرد آمده بودند. امام صادق عليه السّلام شخصى را نزد آنان فرستاد و او به مردم گفت: كودكى از ما غش كرده و مردم بدين سبب مىنالند.
داستانى از جنگ خندق
[٢٦٤] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: هنگامى كه در جنگ خندق پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خندق را حفر مىكرد مسلمانان به سنگ سختى رسيدند. پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كلنگ را از دست امير المؤمنين عليه السّلام- يا از دست سلمان رضى اللَّه عنه- گرفت و ضربتى بدان سنگ زد كه سه پاره شد.
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: در اين ضربتى كه بدين سنگ زدم گنجينههاى پادشاه ايران و روم بر من گشوده گشت. يكى از آن دو به ديگرى گفت: گنجينههاى قيصر و كسرى را به ما وعده مىدهد و حال آنكه هيچ يك از ما جرأت ندارد براى قضاى حاجت برون رود.
باد (ازيب) يا باد جنوب
[٢٦٥] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: خداوند تبارك و تعالى بادى دارد كه (ازيب) خوانده مىشود كه اگر به مقدار سوراخ بينى گاوى از آن باد بفرستد هر آنچه را ميان آسمانها و زمين باشد بر بياشوبد، و اين همان باد جنوب است.
معجزه باران از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم
[٢٦٦] ابو العباس رزيق از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: گروهى نزد پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آمدند و عرض كردند: اى رسول خدا! سرزمين ما چند سال است كه به خشكسالى گرفتار شده است. خداى تبارك و تعالى را بخوان تا براى ما بارانى فرو