ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٧٨ - نظر امام باقر عليه السلام در باره صلح امام حسن عليه السلام با معاويه
سپس جبرئيل فرياد برآورد كه: ... إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ...[١]. و اين چنين جبرئيل به لوط اعلان كرد كه ما براى نابود كردن آنها آمدهايم و او به جبرئيل گفت: شتاب كنيد. جبرئيل گفت: .. إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ[٢]، و اين چنين جبرئيل به او دستور داد تا خود و خانوادهاش جز همسر خويش را بيرون برد.
امام عليه السّلام مىفرمايد: آن گاه جبرئيل آن شهر را از بن با دو بال خود از هفتمين طبقه زمين بركند و آن قدر بالا برد كه اهل آسمان دنيا بانگ سگان و خروسان آنها را شنيدند و از همان جا آن شهر را واژگون ساخت و بر آنها و ساكنانى كه در حومه آن شهر بودند سنگ سجّيل بباريد.
نظر امام باقر عليه السّلام در باره صلح امام حسن عليه السّلام با معاويه
[٥٠٦] محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: بخدا سوگند كارى كه حسن بن على كرد [صلح با معاويه] از هر آنچه خورشيد بدان تابيده بهتر بود. بخدا سوگند منظور از اين آيه: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ...[٣] تنها فرمانبرى از امام است ولى ايشان خواهان جنگ شدند. و چون با حسين عليه السّلام جنگ بر آنها مقرّر شد گفتند: بار خدايا! چرا بر ما جنگ مقرّر داشتى؟ چرا ما را تا مدّتى كوتاه فرصت ندادى تا دعوتت را بپذيريم و از رسولان تو پيروى كنيم؟ مقصود آنها از تأخير همان زمان ظهور حضرت قائم عليه السّلام بود.
[١]« ما فرستادگان پروردگار توايم و اينها هرگز به تو دست نيابند و تو پاسى از شب با خاندانت راهسپر شو»( سوره هود/ آيه ٨١).
[٢]« وعده آنها صبحگاه است، آيا صبح نزديك نيست»( سوره هود/ آيه ٨١).
[٣]« آيا نديدى آن كسانى را كه بدانها گفته شده بود دست[ از جنگ] بداريد و نماز را به پا داريد و زكات دهيد»( سوره نساء/ آيه ٧٧).