ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٢٤٦ - ادامه داستان قوم صالح عليه السلام در قرآن
بود: ... فَعَمُوا وَ صَمُّوا ...[١]، و چون پيامبر رحلت فرمود: ... ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ...[٢] تا هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام خلافت را به دست گرفت، امام عليه السّلام فرمود: (سپس دوباره كور و كر شدند) يعنى پس از آن حضرت تاكنون.
[٢٤٠] ابو عبيده حذّاء از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه پيرامون اين فرموده الهى:
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ...[٣] فرمود: مسخ شدن آنها به خوك به نفرين آن حضرت بود و مسخ شدن آنها به ميمون با زبان عيسى بن مريم عليه السّلام نقش بست.
[٢٤١] عمران بن ميثم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه كسى اين آيه را: ... فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ[٤] بر امير المؤمنين عليه السّلام بخواند، و حضرت عليه السّلام فرمود: آرى، بخدا سوگند كه آنها پيامبر را به سختترين گونه تكذيب كردند ولى جمله: «لا يُكَذِّبُونَكَ» به تشديد نيست بلكه «لا يُكَذِّبُونَكَ» به تخفيف است، يعنى چيز باطلى نياوردند كه بدان وسيله دعوت حق تو را دروغ سازند و از بين ببرند.
داستان ابن سرح
[٢٤٢] ابو بصير مىگويد: از يكى از دو امام باقر و صادق عليه السّلام پيرامون تفسير اين آيه شريفه: ... وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ ...[٥] پرسيدم. فرمود: اين آيه در باره ابن ابى سرح نازل شد كه عثمان او را به
[١]« پس كور و كر شدند»( سوره مائده/ آيه ٧١).
[٢]« آن گاه خدا توبهشان را پذيرفت»( سوره مائده/ آيه ٧١).
[٣]« از بنى اسرائيل آنان كه كافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند»( سوره مائده/ آيه ٧٨).
[٤]« ولى اينان تنها تو را تكذيب نمىكنند بلكه اين ستمگران سخن خدا را انكار مىكنند»( سوره انعام/ آيه ٣٣).
[٥]« كيست ستمكارتر از آن كس كه بخدا دروغ بست يا گفت كه به من وحى شده و حال آنكه به او هيچ چيز وحى نشده بود»( سوره انعام/ آيه ٩٣).