ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٣٥٧ - خبر دادن رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از وضع امتش در آينده
گفتگو با ابو ذر رضى اللَّه عنه
[٤٧٨] برخى از اصحاب ما از امام صادق عليه السّلام روايت مىكنند كه فرمود: مردى در مدينه به مسجد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درآمد و گفت: خدايا! وحشت مرا به الفت بدل كن و تنهايى مرا با همدمى خوب پيوند ده و همنشينى نيكو بهرهام گردان. در اين هنگام مردى را در آخر مسجد ديد، بدو سلام كرد و گفت: اى بنده خدا! تو كيستى؟! او گفت: من ابو ذر هستم. آن مرد گفت: اللَّه اكبر. اللَّه اكبر. ابو ذر به آن مرد گفت: اى بنده خدا! چرا تكبير مىزنى؟ آن مرد گفت: براى آنكه به مسجد درآمدم و به درگاه خداى عزّ و جلّ دعا كردم كه به وحشت من آرامش بخشد و با همدمى نيك از تنهاييم برهاند و همنشينى نيكو بهرهام گرداند. ابو ذر گفت: من به تكبير زدن سزاوارتر از تويم كه چنين همنشينى براى تو باشم چه خود از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود: من و شما به روز رستخيز در كنار باغى باشيم تا خداوند از حساب خلايق آسوده گردد، ولى اى بنده خدا از كنار من برخيز كه سلطان [عثمان] همنشينى با من را ممنوع كرده است.
خبر دادن رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از وضع امّتش در آينده
[٤٧٩] سكونى از امام صادق عليه السّلام و ايشان از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: زمانى بر مردم گذرد كه از قرآن جز نشانى به يادگار نماند و از اسلام جز نامى. مردم، خود را مسلمان مىخوانند و حال آنكه از همه دورترند به اسلام. مسجدهاى آنان زيباست ولى تهى از هدايت، فقهاى آنان بدترين فقهاى زير آسمان هستند، فتنه از نزد آنها صادر مىشود و به سوى خود آنها بازگشت دارد.
[٤٨٠] محمد بن حسين بن يزيد مىگويد: از امام رضا عليه السّلام هنگامى كه در خراسان بود شنيدم كه مىفرمود: ما خاندانى هستيم كه گذشت را از خاندان يعقوب و شكر و سپاس را از خاندان داود به ارث بردهايم. و راوى معتقد بود كه كلمه ديگرى هم بوده كه او فراموش كرده و من [على بن اسباط] به او گفتم: شايد فرموده است: صبر و شكيبايى را از خاندان