ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٩٦ - خطبه ديگرى از امير المؤمنين عليه السلام در مدينه
و مشكلاتى كه پشت سر نهاديد عبرتگيرى و پند آموزى بود، نه هر آن كس كه دلى دارد خرد دارد، و نه هر آن كس كه گوشى دارد شنواست، و نه هر آن كسى كه چشمى دارد بيناست. اى بندگان خدا! در آنچه براى شما مهمّ است نيكو بنگريد و درنگ كنيد و سپس به ميدان زندگى كسانى كه خداوند با علم خود آنها را كشانيد و برد بنگريد؛ آنان كه به شيوه خاندان فرعون مىزيستند و باغها كاشتند و چشمهها و كشتزارها و مقامها انباشتند.
و آنگاه بنگريد كه خداوند وضع آنها را پس از آن همه خرّمى و شادى و امر و نهى، چگونه به پايان برده. هر كس از شما شكيبايى در پيش گيرد، سرانجام در بهشت جاى خود گرفت، و بخدا سوگند كه در بهشت جاودان خواهيد بود، سرانجام امور از آن خداست.
من در شگفتم، و چرا در شگفت نشوم از خطاى اين گروههاى پراكنده، با اختلاف دلايلشان در دين؛ آنهايى كه راه پيامبر را نمىپويند و به عمل وصى اقتدا نمىكنند و به غيب ايمان نمىآورند و از هيچ عيبى چشم نمىپوشند. همان را خوب مىدانند كه در ميانشان به خوبى ياد مىشود، و همان را زشت مىشمارند كه خودشان زشت و ناروا مىدانند. هر كه امام و پيشواى خود است، و در هر آنچه از ناحق رواج دارد، و به نظر خود درست مىدانند عمل مىكنند و بدان چنگ زدهاند و اسباب آن را محكم ساخته و استوار پنداشته، پيوسته بر خلاف حق مىروند، و جز خطاكارى نمىافزايند. به نزديكى خدا نمىرسند و جز دورى از خدا را برنمىگزينند. انسى كه با يك ديگر مىيابند و تصديقشان نسبت به يك ديگر همه برخاسته از وحشتى است كه از ميراث پيامبر امّى دارند. و نيز سبب نفرت آنان. اخبار آفريننده آسمانها و زمين است كه به ايشان رسيده. اين مردم افسوسها در پى دارند و غارهايى هستند آكنده از تيرگىهاى شبهه، در تارى و گمراهى و ترديد آشيانه كردند. كسى را كه خدا او را به خود و نظر كوتاهش وانهد، و از راه حق به يك سويش افكند نزد كسى كه او را درك نكند مورد اعتماد است، و نزد كسى كه او را نشناسد متّهم نيست. اين پيروان كور و نادان تا چه حدّ به رمههاى بىچوپان شباهت دارند.
افسوس و دريغ از كارهاى ناشايستى كه شيعيان من به زودى خواهند كرد و چگونه يك ديگر را ذليل خواهند كرد، و چگونه به كشتار هم دست خواهند يازند، فرداست كه از