ترجمه روضة کافي شيخ کليني - آژير، حميد رضا - الصفحة ٤٨ - خطبه امير المؤمنين عليه السلام معروف به خطبه وسيله
قرآن براى مردم مدينه چنين خطبه خواند: سپاس خداى را كه اوهام را در بند كرد كه به هر چيزى رسند مگر وجود او، و همه خردها را در پرده نگهداشت از اينكه ذات او را در خيال آورد، زيرا او از تشابه و هم شكلى به دور است، بلكه اوست همان كه تفاوت در ذاتش ره نيابد و در صفات كمالش به تجزيه عدد، پاره پاره نگردد. از همه چيز جداست امّا نه با مسافت، و در همه چيز اندر است امّا نه با آميزش و ممازجت. دانش او به ابزار نيست و علمش به خود ذات است، و ميان او و معلومش علم ديگرى قرار ندارد كه به وسيله آن دانا به معلوم خود باشد. اگر گفته شود بوده است به اين معناست كه وجودش ازلى است، و اگر گفته شود هميشه هست به اين معناست كه نابودى در او راه ندارد. پس منزّه و بزرگ است خدا از سخن آنكه جز او را پرستد و معبود ديگرى جز او گيرد. او را سپاس مىنهيم به سپاسى كه از خلقش براى خودش مىپسندد و پذيرش آن را بر خود واجب گردانيده است و گواهى مىدهم كه جز اللَّه الهى نيست، يكى است و انبازى ندارد، و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بنده و پيامبر اوست، و اين دو شهادت هستند كه سخن را بالا مىبرند و عمل را چندين برابر مىگردانند. سبك باشد ترازوى عملى كه اين دو شهادت را از آن بردارند، سنگين باشد ترازوى عملى كه اين دو شهادت را در آن نهند. بسته به اين دو شهادت است، كاميابى به بهشت و نجات از دوزخ و گذشت از صراط. شما در پرتو اين دو شهادت به بهشت در مىآييد و با نماز به رحمت دست مىيابيد. بر پيامبرتان درود بسيار فرستيد:
«همانا خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود مىفرستند. اى كسانى كه ايمان آورديد به او درود فرستيد و سلام فراوان».[١] اى مردم! همانا شرفى برتر از اسلام نيست و كرامتى عزيزتر از تقوى و قلعهاى مصونتر از ورع و پارسايى و شفيعى موفّقتر از توبه و جامهاى زيباتر از تندرستى و نگاهبانى منيعتر از سلامت، و نه مالى نياز برآورندهتر از دل دادن به قناعت و نه گنجى پر ثروتتر از قناعت، وجود دارد. هر كه به كفايت گذران زندگى بسنده كند آسايش خود را
[١] سوره احزاب/ آيه ٥٦.